قرار شد حماس برای خیلی از محله‌های فلسطینی مدرسه بسازه. ولی با این شرط که توی این مدارس عبری یاد بدن. دلیلش رو هم از تلویزیون اعلام کردن. هدف این بود که بتونن بفهمن دشمنشون درباره‌شون چی میگه. مدارس به راه افتادن و بچه ها بیشتر از همیشه مورد تشویق والدین و معلمهاشون قرار گرفتن. هر بچه برای خودش تو خونه تبدیل به استادی شده بود که حرفهای کانالهای اسراییلی رو برای پدر مادرش با غروری وصف ناپذیر توضیح میداد. بعضی از محصولات مغازه‌ها که برچسب عبری داشتن به کمک فرزندان خانواده توضیح داده میشدن.

معلم‌ها تمام تلاششون رو میکردن تا بهترین آموزش رو ارایه بدن. چند تا از بچه ها تصمیم گرفتن که برای یاد گرفتن اصطلاحات غیر کتابی دوست نامه ای پیدا کنن.  اینها زبانشون به طور مشهودی از بقیه بهتر شد و این باعث شد دوستی نامه ای همینطور گسترش پیدا کنه.
 توی تلویزیون با بچه‌ها مصاحبه می‌کردن که چرا دوست داری زبان عبری یاد بگیری و بچه ها هم همون حرفهای بزرگترها رو طوطی‌وار میگفتن که انگیزه شون فقط یه چیزه اون هم فهمیدن توطئه‌های دشمن.

چند سال گذشت و دوستی‌های نامه ای همچنان ادامه داشت. توی مصاحبه‌های جدید یکی گفت عبری یاد می‌گیرم تا بفهمم <<دوستانم>> درباره چی صحبت می‌کنند. یکی دیگه گفت تا رومان‌های اسرائیلی رو بتونم بخونم. اون یکی گفت که بتونم موسیقی عبری که گوش می‌دم همراهی کنم. 

 خیلی وقت بود که واژه دشمن رو کسی نشنید.